تبليغاتX
همه چیز اینجا... :: شعر،عکس،اس ام اس،جک و همه چیز
همه چیز اینجا...
کاملا عاشقانه..
دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشي مياي بازي کنيم؟بعده اينکه بازيمون تموم شد گفتي تو بهترين داداشه دنيايي،وقتي بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايي وقتي ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترين دادشه دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو بهترين دادشه دنيايي چند وقت بعدي وقتي دفتره خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنياييasemooni67.blogfa.com

دستانت را به من بده و سعي کن تا بفهمي که من چقدر به تو احتياج دارم به تو و به عشقي که به آن ايمان دارم... ولي افسوس آسمان نمي بارد تا اين تن غبار آلود را بشويد و ببرد با خود به ديار دوست


هميشه غمگين ترين و رنج آور ترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته مي شه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات رو براي آدم ميسازه و من وقتي ما مي شه که بخوايم. پس بي خودي با حروف بازي نکن بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. اين را بدان که با آمدنت غم براي هميشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به اميد ديدار تو زنده ام

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم ؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت.............. تا مبدا دلش بشکنه

خدا به انسان 2 گوش و 2 چشم و 2 دست و 2 پا داد.اما ميدوني چرا 1 قلب داد؟ چون ميخواست تو دنبال دوميش باشي!

غم انگيزترين صحنه اي که در عمرم ديدم دارکوبي بود که به درخت پلاستيکي نوک مي زد. دارکوب نگاهي به من کرد و گفت":دوست من!درخت هم درخت هاي قديم!"

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 12:41
کاش مي شد..

کاش مي شد..
کاش مي شد ياد بگيريم که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن کرد،اما مي توان محبوب ديگران شد،کاش مي شد ياد بگيريم که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد،بلکه کسي است که نيلز کمتري دارد.کاش مي شد بفهميم که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخم عميق در دل کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،اما سالها وقت لازم است تا ان زخم التيام يابد.کاش مي شد که با <<بخشيدن>>بخشش ياد بگيريم.کاش مي شد ياد بگيريم که کساني هستند که ما را عميقا دوست دارند اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.کاش مي شد ياد بگيريم که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.هميشه.....

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 12:31
زندگي عاشقانه..
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است تقويم اش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود.پريشان و آشفته شد و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد داد زد و بد و بيراه گفت خدا سكوت كرد. آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سكوت كرد. دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سكوتش را شكست و گفت: عزيزم اما يك روز ديگر رفت و تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي تنها يك روز ديگر باقي مانده است بيا و حداقل اين يك روز را زندگي كن.

او با هق هقش گفت: يك روز چه مي توانم بكنم؟

خدا گفت: هر كس كه لذت يك روز زمين را تجربه كند گويي هزار سال زيسته است آنكه امروزش را در نيابد هزار سال هم به كارش نمي آيد.

آنگاه هم يك روز را در دستهايش ريخت و گفت برو و زندگي كن. او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستش مي درخشيد اما مي ترسيد حركت كند مي ترسيد راه برود مي ترسيد زندگي از لاي انگشتش بريزد. قدري ايستاد و با خودش گفت: وقتي فردايي ندارم نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد؟ بگذار اين يك مشت زندگي را مصرف كنم آن وقت شروع به دويدن كرد زندگي را بر رويش ريخت و پاشيد آن را نوشيد زندگي را بوييد چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند مي تواند پا روي خورشيد بگذارد.

او در آن يك روز آسمان خراش بنا نكرد زميني را مالك نشد مقامي را بدست نياورد اما در همان يك روز دست به پوست درخت كشيد روي چمن خوابيد كفش دوزكي را تماشا كرد و سرش را بالا گرفت و ابر را ديد...

به آنهايي كه نمي شناخت سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد و لذت بر او سرشار شد و بخشيد. عاشق شد و عبور كرد و تمام شد

او همان يك روز را زندگي كرد اما فرشته ها در تقويم خداوند نوشتند امروز كسي درگذشته كسي كه هزار سال زيسته بود.

انسان ها واقعا عجيب هستند..يه شب وقتي که به زندگي و آدما داشتم فکر ميکردم يه چيزايي به ذهنم آومد گفتم بدک نيست اونا رو توي وبلاگم بنويسم..
اما زندگي زندگي آدما:اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند.عجله دارند بزرگ شوند و بعد  حسرت دوران کوکي را مي خورند.اين که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول ميکنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.اين که که با نگراني به زمان آينده زمان حال فراموش مي شود.آنچنان که ديگر نه در آينده زندگي مي کنند و نه در حال.اين که چنان زندگي مي کنندکه گويي هرگز نخواهند مرد،و چنان مي ميرند که گويي هرگز زنده نبودند..

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 12:26
چند کلمه..

سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن. پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر.عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن. با نشاط‌ترين كلمه کار است ... به آن بپرداز. پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 12:12
داستانک..
دو تا آفريقايي با يه نفر سومي وسط بيايون بودن در همين حال و هوا بودن که يدفعه آفريقايي يه چراغ جادو پيدا مي کنه.
بعد غوله مي ياد بيرون و به آفرقايي ميگه يه آرزو کن.
آفريقايي ميگه: منو سفيد کن.
تا اينو ميگه سومي ميزنه زير خنده آفريقايي ميگه: چيه براي چي ميخندي؟
سومي گفت: همينجوري.
بعد غوله به آفريقايي دوميه گفت: تو چي مي خواي؟
آفريقايي گفت: منم سفيد کن .
دوباره سومي ميزنه زير خنده .
آفريقايي گفت براي چي ميخندي؟
سومي باز گفت: همينجوري.
نوبت سومي ميشه. غوله ازش مي پرسه: تو چي مي خواي .
سومي ميگه: اين دوتا رو سياه کن.

وسط شهر يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش، ‌زخم و مي‌شدن. ميان تو شهرداري يک جلسه برگذار مي‌کنن که واسه اين مشکل يک راه حلي پيدا کنن.
يکي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يک آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هرکي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌کشن..آفرين!
يک مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق که همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌کار کنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، که بدبخت جون داده ما بايد يک بيمارستان کنار اين چاه بسازيم، که همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي سر حال مي شن، کف مي‌زنن سوت مي‌کشن، که ايول بابا تو چه مخي داري!‌
يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج کنيم يک بيمارستان بسازيم کنار چاه که چي بشه؟ مردم تعجب مي‌کنن،‌ ميگن: خوب تو ميگي چيکار کنيم؟ يارو ميگه: بابا اين که واضحه، ما اين چاهو پر مي‌کنيم، ميريم نزديک همه بيمارستانها يک چاههاي زيادي حفر مي کنيم

عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور کرده بوده و تو حال بوده، که يهو يک توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين يکرده که يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن کي زن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يک بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاکي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که..

 

مرد دوستي را کشف کرد و عشق را اختراع کرد زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد
*********************************************
مرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خريد را اختراع کرد
*********************************************
از ان به بعد مرد چيزهاي بيشتري کشف کرد و اختراع کرد ولي زن همچنان مشغول خريد بود

يه روز امريکا يه کامپيوتر ميسازه که به هر سوالي جواب ميده يه ژاپني مياد درباره رباط سوال ميکنه کامپيوتره اندازه ده تا کتاب بهش اطلاعات ميده ژاپنيه مخش تيليت ميشه آلمانيه مياد درباره موشک سوال ميکنه کامپيوتره اندازه بيست تا کتاب بهش اطلاعات ميده المانيه مخش تيليت ميشه يه ايراني مياد ميشينه ميپرسه چه خبر؟ کامپيوتره هر چي اطلاعات داره از اول تا اون اخر ميده. يارو برميگرده ميگه ديگه چه خبر؟ کامپيوتره مخش ميگوزه...

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 12:1
جک...جک....بی مزه

قسمتي از وصيت نامه علي دايي: بعد از مردنم مرا در ورزشگاه آرادي به خاك بسپاريد تا هميشه در زمين باشم.

ميگن علي دايي رو تو پلي استيشن هم نمي شه تعويض كرد

سوال بينش كنكور امسال: چه كسي مي تواند دايي را تعويض كند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هيچكدام
به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زد از افق!!!

جام جهاني 2244 ، بازي ايران و مکزيک............. ضربه‌ي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازه‌ي حريف بود با برخورد به تابوت علي دايي به اوت رفت!
 
يه روداني سربازيش تموم ميشه، وقتي کارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميکنه ميگه: ‌اي بابا، من که ازينا چهارتا دارم
يه روداني  کولرش خراب ميشه . با عصبانيت به بچه هاش مي گه : مگه نگفتم 4 نفري جلوي کولر نشينيد
گنجيشکه با موتور تصادف ميکنه.....بيهوش ميشه....ميندازنش تو قفس...به هوش که مياد ميله ها رو ميبينه ..ميزنه تو سر خودش ميگه خاک بر سرم شد....موتوريه مرد.....

به روداني مي گن برو با اره برقي 1000تا درخت بکن مي ره 996 تا مي کنه خسته مي شه مي شينه .مي گن چرا نشستي؟روشنش کن 4تا ديگه هم بکن .مي گه : ا مگه روشنم مي شه؟

به روداني ميگن چرا کولر نمي خري ؟میگه: به درد نمي خوره اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم

رشتيه ميگن زنت چند ماه حامله است ميگه:زنم..؟!حميد...؟

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 11:48
یه کم شوخی(sms)
به خدا حيفه توي اين مملكت بموني، كسي قدر تو رو نمي‌دونه، اگه بري هند اونجا تو رو مي‌پرستن!

اون تويي… اوني كه صورتم رو نوازش ميكنه تويي... اوني كه شبها لپم رو قرمز ميكنه تويي...
اوني كه صداش تا صبح تو گوشمه تويي... پشه آخر يه روز مي كشمت!!!

روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت که اين چيزا حاليت نميشه.

ببين ديگه به اين شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخي هم ندارم ميخوام اين خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

تمام گلهاي خوشبوي دنيارو هم به پات بريزم بازم کمه چون پاهات خيلي بو ميده

 دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز تموم ميشه . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه !

هميشه از خدا مي خواستم که تو زندگيم يه همراه خوب داشته باشم همراهي که هميشه کنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط برقرار کنم خدايکيشو بهم داده همراه من نوکياست مال تو چيه؟

يادت باشه که يادت بندازم که به يادم بياري که ياد بدي ديگه اين وقت شب با اس ام اس کسي رو بيدار نکنم!!!

رو تو يه حساب ديگه ايي ميکردم ناراحت نشو ولي تازه ميفهمم مردم راست ميگفتن تو آدمه دو رويي هستي...........يه روت ماهه ، يه روت گل يکي از يکي قشنگ تر!

نبايد ميذاشتم بري، جات اينجا خيلي خاليه، حتي ديگه بوي عطرت هم نميآد، حس بدي دارم چون فکر ميکنم همش تقصير من بود...! نبايد سيفون رو ميکشيدم...!

فرق موز کوچيک باموز بزرگ چيه؟؟؟؟؟ بيخيال ميرم از يه ميمون ديگه مي پرسم

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 11:40
چند اس ام اس(sms)قشنگ
براي جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که براي خودت فرصت قائل ميشوي

انسان عاشق زيبايي نمي شود بلکه انچه عاشقش مي شود در نظرش زيباست

اگر تمام شب را براي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست مي دهي

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

يه مرداب براي بدست اوردن يه نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره پس اگه کسي رودوست داري براي داشتنش حتي شده سالها صبر کن

چارلي چاپلين ميگه : شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص

دنبال کسي نباش که بتوني بااون زندگي کني بلکه به دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟
.
.
.
نميدوني؟
.
.
.
. قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني !!!

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد ........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

توي زندگيت هرگز اخم نکن چون ممکنه يه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.


بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند



Pakkone tahe medad mesle eshgh o dust dashtane , ya enghadr azash estefade mikoni ke tamam mishe ya delet nemiyad azash estefade koni ta gom mishe

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني

ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تمام دنيا بگزره... ولي تو که دنياي مني چطوري ازت بگزرم؟

|+|
نوشته شده توسط احمد در شنبه 1387/05/12 و ساعت 11:32